خاطرات کهن مهاباد اصفهان

خرید بک لینک
امروز یه دور به گذشتم زدم و چند دور از روی خودم رد شدم.وقتی از قالب خودم بیرون اومدم چند قدم اونورتر وایستادم به دادخواهی.گاهی یقه ی علیرضانام قصم روگرفتم وگاهی دستاشو... دلم چند بارآه کشیدخسته که شدم خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:32

معاد همین جاست، وقتی تو با نگاهت از عشق می پرسی و من شرمنده ام!
وقتی بعد رفتنت تمام نمی شوی و آتش می گیرد دلم..
باور کن به مردن نیست، زنده به رستاخیز عشقم می خوانی و متهم و سر فکنده به نگفتن دوستت دارم می شوم!

نویسنده :علیرضااشرفی_مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

زاویه ات را عوض کن و صاف بنشین روبه تخته سیاه.میانبر نگاه های خیال پردازت را از روی من بردار.آن روبرو استاد برداری کشیده است محض خاطر ما، چشمانت را به آن بدوز و از من دست بردار.خسته ام از این دوست داش خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

خانه ات آباد ذکر دل من...مردمم پشت سر چندی است غیبت می کنند. تازگی ها گفتگواز تو برایم با خشونت می کنند !تاتهش خانه خرابت هستم اما این جماعت هم بوی گند منطق می دهند!!! من کجای کارم از دست تو شکوه گر ش خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

صداتاز روزی که آقاجان گوشی رو گرفت من ازتو و صدات یکجا محروم شدم!حالا من بودم و دلی خوش به یه عکس یادگاری از تو که از ترس گاهی بین کتاب دین و زندگی ام پنهانت می کردم و به حق که تمام دین و زندگیم شده ب خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

خوابای رنگی می بینی، هنوزم اون کنارتهیه وقتایی دیر میکنی، میبینی چشم براهتهفرم نگاش برای تو، آخ خنده هاش قرارتهپا به پای تو میادش، اونکه همش نگارتهرویاهاتو بغل بزن، دنیا پر از حسادتهبیدار شدی یادت نره خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

یکسال_گذشت دلنوشته به نام خدایی که شما عاشقانه می پرستیدش. قبل از آغاز کلام بیزارم از هر آن که از شما نردبانی ساخت برای بالا بردن خویش. وبیزارم از هر آن چه طعمش خوشایندی دیگران و ناخوشی شما باشد.شهدای, خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

سلول به سلولم را فرستاده ام انفرادی, ،هروقت آمدی خبرم کن دور هم جمعشان کنم.

نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

من در کنار توام اما نمی بینی ام!تو مرا در مقابلت می بینی بگذار ساده ترش کنم من به تو فکر می کنم اما تو به دیگری. چندقدم بر می داری نزدیک می شوی اما نمی ایستی مرا جا می گذاری در پشت سرت. سر به هوای دیگ خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

نوشتن این روزها برایم سخت ترین کار دنیاست و چقدر به این نوشتن برای دوباره ایستادن نیازدارم.کهوقتی می دانم افتاده های ابدی مردگان اند اعتراض کنم که من می خواهم زنده باشم و وقت مردنمنباشد تا گرهی باز کن خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:44

صفحه بندی